تبليغاتX
بهانه های بارونی - شعر چی شد؟

بهانه های بارونی

خواب و گرفته از چشمام بهانه های بارونی تویی همون بهانه ی شبانه های بارونی

 

چی شد؟

 

یه عالمه رنگ کشیدی رو تن صاف سادگی

 

رفتی و پشت پا زدی بی تفاوت به زندگی

 

خط سیاهی کشیدی رو تن خورشید قشنگ

 

چی شد یهو دل تو شد از جنس بی احساس سنگ

 

چی شد نموندی با دلم گفتی برو یا که برم

 

من موندم و تو رفتی و غم و گذاشتی رو دلم

 

چی شد که از سنگ شدی هزار و یک رنگ شدی

 

همدم احساسی من چی شد که اهل جنگ شدی؟!

 

من که همونم که بودم این تویی که عوض شدی

 

انگاری جایی گیری و بازیچه ی هوس شدی

 

یه روز میاد که میفهمی دچار اشتباه شدی

 

راه پس و پیش نداری آلوده ی گناه شدی

 

(مسعود ل/ آبان ۸۷)

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/03/04ساعت 23:43 توسط مسعود| |