بهانه های بارونی
خواب و گرفته از چشمام بهانه های بارونی تویی همون بهانه ی شبانه های بارونی
مرهم جایی دور از باور تو منم وهوای دستات منم و دلواپسی هام خواستن عطر نفسهات توی عمق باور من تویی و هوای پرواز تویی و ساز صداتو ومن ویک حنجره آواز میدونم جایی ندارم تو خیال تو ولیکن همیشه یاد تو هستم از تو تازه میشوم من تو نه حسی نه خیالی تو یه عشقی توی قلبم واسه زخم کهنه ی دل عشق توست همیشه مرهم (مسعودل/خرداد۸۷)
نوشته شده در جمعه 1387/09/15ساعت
13:42 توسط مسعود| |


