بهانه های بارونی
خواب و گرفته از چشمام بهانه های بارونی تویی همون بهانه ی شبانه های بارونی
نگاه وقتی نگاهم میکنی به آسمون پر میکشم پر میشم از روشنی و جام نور و سر میکشم وقتی نگاهم میکنی خستگی از یادم میره حس میکنم تازه شدم قلب من آروم میگیره وقتی نگاهم میکنی خودمو در تو می بینم از باغ زیبای چشمات سبد سبد گل می چینم با دیدن نگاه تو جون میگیره رویای من از چشم تو زیبا میشه بی رنگی دنیای من وقتی نگاهم میکنی دلدادگی پا میگیره دلتنگی پرپر میشه و بیکسی انگار میمیره با دیدن نگاه تو پر میشم از ترانه ها برای تن دادن به عشق میگذرم از بهانه ها (مسعود ل/اسفند۸۶)
نوشته شده در یکشنبه 1387/06/24ساعت
17:31 توسط مسعود| |

