بهانه های بارونی
خواب و گرفته از چشمام بهانه های بارونی تویی همون بهانه ی شبانه های بارونی
گلایه من تنها رو رها کن من که با تو بی تو هستم دوری از من و دل من وقتی پیش تو نشستم سایه ای از تو باهامه گر چه با منی همیشه دستامون با همه اما دلامون یکی نمیشه من تنها رو رها کن گرچه بی تو سوت و کورم حتی وقتی با تو هستم انگار از تو خیلی دورم بهتره تو لحظه هایم بی تو با یاد تو باشم گرچه مثل مرگه واسم از تو و دستات جدا شم
نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/12ساعت
8:24 توسط مسعود| |

