بهانه های بارونی
خواب و گرفته از چشمام بهانه های بارونی تویی همون بهانه ی شبانه های بارونی
تو همونی که دل من همیشه آرزوشو داشت اون که شبها توی خوابم بذر عاشقی رو می کاشت تو همونی که نگاهش پره از حرفای تازه اون که چشماش با نگاهم قصه ای تازه می سازه دستمو بگیر که دستات حس بودن دوباره ست آسمون شب چشمات آسمون پر ستاره ست دستمو بگیر عزیزم تا من از خودم رها شم دوست دارم تو مال من شی تا دیگه تنها نباشم قابل توجه اون دسته از دوستانی که طرفدار فرخ هستند و میخوان در کلوب دوستداران فرخ عضو بشن این آدرس این کلوب هست که لینک دعوتنامه ی کلوب هم در خود کلوب هست http://www.cloob.com/club.php?id=26817 راستی خود فرخ هم عضو این کلوب هست و میتونید باهاش در ارتباط باشید غبار و از آینه بگیر خستگی هامو خط بزن خاطره هاتو جون بده از فرداها بگو به من بیا دوباره خوب من رفیق دلواپسی هام بگیر منو از غصه ها که خسته از بیکسی هام تو آسمون باورم پرواز بکن دوباره باز از تردید توی نگام ترانه ای تازه بساز برگرد پیشم عروسکم تا مرگ من سر نرسه بیا تا از رفتن تو عمرم به آخر نرسه راهی نشو که رفتنت آخر قصه ی منه اگه نباشی یاد تو آتیش به جونم میزنه باور بی تو بودنم باور مرگ و مردنه نگذر از این دل اسیر که گرم غصه خوردنه بازم ممنونم از محبتی که به من دارین و اما: و اما شعری که اسم این وبلاگ از این شعر اومده و من خودم خیلی دوستش دارم: بهانه های بارونی در گیر و دار عشق تو یه نیمه جون خسته ام با همه نا رفیقی هات دل به دل تو بسته ام با این که دلگیرم ازت اما از تو نمیگذرم میرم از یاد تو ولی تو رو از یاد نمی برم با این که در خیال تو جایی نداره یاد من تموم افکار منی باور و اعتقاد من سند خورده به نام تو خونه کوچک دلم با این که گفته ای به من که از کنار تو برم نگاه تو پر شوق و نگاه من پر غمه شبانه های من بی تو شبانه های ماتمه خواب و گرفته از چشمام بهانه های بارونی تویی همون بهانه ی شبانه های بارونی

