بهانه های بارونی
خواب و گرفته از چشمام بهانه های بارونی تویی همون بهانه ی شبانه های بارونی
عشق موندگار تو نه ماهی نه ستاره عزیز دل من هستی تو یه عشق موندگاری که تو قلب من نشستی تو قشنگی مثل رویا مثل ابرا مهربونی تا نفس تو سینه دارم توی قلب من میمونی تو بزرگی مثل دریا تو دلیلی واسه موندن تو بهانه ی جنونی بهترین شعر واسه خوندن تو مثل چشمه زلالی تو بهار بی خزونی من دوستت دارم میتونی اینو از چشام بخونی (مسعود ل / اسفند ۸۶) چی شد؟ یه عالمه رنگ کشیدی رو تن صاف سادگی رفتی و پشت پا زدی بی تفاوت به زندگی خط سیاهی کشیدی رو تن خورشید قشنگ چی شد یهو دل تو شد از جنس بی احساس سنگ چی شد نموندی با دلم گفتی برو یا که برم من موندم و تو رفتی و غم و گذاشتی رو دلم چی شد که از سنگ شدی هزار و یک رنگ شدی همدم احساسی من چی شد که اهل جنگ شدی؟! من که همونم که بودم این تویی که عوض شدی انگاری جایی گیری و بازیچه ی هوس شدی یه روز میاد که میفهمی دچار اشتباه شدی راه پس و پیش نداری آلوده ی گناه شدی (مسعود ل/ آبان ۸۷) طاقت بیار طاقت بیار کنار من کنار این شکسته تن نذار که خسته تر بشم حرف جدایی رو نزن طاقت بیار پیچ و خم جاده ی دلدادگی رو ساده نگیر شکستنو ساده نگیر سادگی رو بمون و پافشاری کن برای تازه تر شدن واسه رسیدن به هدف لازمه ساده تر شدن لازمه دلدار باشی و تسلیم سختی ها نشی بمونی تا اخر خط زودی تن به شکست ندی طاقت بیار اگه که شب خورشیدواز ما میگیره سحر میاد و خورشیدو از تاریکی ها میگیره طاقت بیار و ریشه باش برای ساقه بودنم بمون و سادگی بکن همراه ساده بودنم (مسعود ل /فروردین۸۷) سلام دوستای عزیزم شروع سال ۱۳۸۸ و عید نوروز رو بهتون تبریک میگم ایشالله که سال خوبی براتون باشه به مناسبت عید نوروز شعر یکی از آهنگهای حبیب به نام عیدی رو میذارم که خودم خیلی ازش خوشم میاد: عیدی اگه بیای کنار تو بهارو باور میکنم هر چی گل بهاریه پیش تو پرپر میکنم اگه بیای پنجره مو به روی گل وا میکنم عطر دل گمشده مو دوباره پیدا میکنم تو عیدی دل منی که داری از راه میرسی تو آسمون دل من عزیزتر از ماه میرسی وقتی صدای پات میاد نمیدونی چه ها میشه زمستونم باشه اگه گل بهاری وا میشه اومدنت بهونه ی شکفتن دل منه همین که از در میرسی دلم جوونه میزنه قشنگترین گلها سراغ قصه ها نرو گلخونه ها جای توان ستاره های آسمون محو تماشای توان سراغ قصه ها نرو تو قصه ها جای تو نیست جای تو تو آسموناس مهتابم هم پای تو نیست جای تو تو کتابا نیست تو عمق اتفاقا نیست جای تو توی گلدوناس پشت سر نقابا نیست جای تو بین لاله هاست بین قشنگترین گلاست ویرونه ها جای تو نیست جای تو دشتای خداست (مسعود ل/مرداد۸۷) اینم یه قصه از جنس بی وفایی : ریسمون گفتی بمون موندم و با تو ساختم ریسمون زندگیمو با تو بافتم نرفتمو دل به دل تو بستم اما حالا بدونه تو شکستم بدونه تو که رفتی از کنارم من که به جز تو کسی رو ندارم من موندمو یاد روزای رفته آخ که چقد غریبی تلخ و سخته گفتم بمون گفتی نخواه نمیشه دارم میرم دیگه واسه همیشه نموندی و ساده ازم بریدی انگاری عشقو تو نگام ندیدی (مسعود ل/آبان ۸۷)

